۱۳۹۹-۰۹-۲۶
از دست دادن
چاره‌ای جز از دست دادن نیست. تو بگو کدام چیز همیشگی است؟ «از دست دادن» قطعی‌ترین اتفاقی است که همیشه منتظر ماست. هرآن‌چه که داری در […]
۱۳۹۹-۰۹-۲۲
همواره چیزی باقی می‌ماند
می‌توان گفت اما حرفی نزد می‌توان شنید بدون آن‌که گفته باشد اما چه بگویی چه نگویی همواره چیزی باقی می‌ماند چیزی که نه تنها از تن […]
۱۳۹۹-۰۹-۱۵
ما را اندوهی کُشت…
می‌توان گفت اما حرفی نزد می‌توان شنید بدون آن‌که گفته باشد اما چه بگویی چه نگویی همواره چیزی باقی می‌ماند چیزی که نه تنها از تن […]
۱۳۹۹-۰۹-۰۴
سنگ قبر آرزو
‘’آسمان چشم او’’ آیینه‌ی «من» است من خودم را «تنها» در تو دیدم حال چگونه بی‌ تو زندگی کنم؟ درد و نفرین بر جدایی نبود تو […]
۱۳۹۹-۰۸-۲۵
درد نام دیگر من است
من چگونه درد را انتخاب می‌کنم؟ چگونه بین مرگ و زندگی بی‌صبرانه به سوی مرگ می‌روم؟ در شگفتم از «خودم» «چگونه» را با «چرا» عوض میکنم […]
۱۳۹۹-۰۸-۲۱
من بدون «من»
به اندازه‌ی یک پلک زدن –لحظه‌ای گذرا– آن‌قدر کوتاه که نتوانستم آب دهانم را قورت بدهم سهم من از داشتن تو همین‌قدر بود. حالا بدون تو […]
۱۳۹۹-۰۸-۲۰
هرکس را معلمی است
هرکس را معلمی‌ست که در ورای «من» می‌آموزد من معلمی می‌خواهم اصیل که به من نیاموزد آنچه را خود می‌داند صبوری کند من را به من […]
۱۳۹۹-۰۸-۱۸
جبران نمی‌شوی
دنیا را با تو می‌خواستم دنیای بدون تو برای من برعکس است عکس چیزی است که می‌خواهم عکسِ تو تصویری واژگون شده «امری خیالی» و نبودت […]
۱۳۹۹-۰۸-۱۶
فریاد مرا حتی نمی‌شنوی
فریاد مرا حتا نمی‌شنوی من هرسال را هزارسال زندگی کرده‌ام اگر هزار بار می‌مُردم برایم خوش‌تر بود بغض تلخ یک رنج همیشگی گلوی مرا فشرده است […]
۱۳۹۹-۰۸-۱۴
تنها صداست که می‌ماند
من صدای تو را دوست دارم تو صدای تمام آن‌چه بر ما گذشت هستی تو صدای تاریخ ایرانی آن زمان که فریاد می‌کشد ناله سر می‌کند […]