سرنوشت کودک
سرنوشت کودک چگونه رقم می‌خورد؟
۱۳۹۹-۰۹-۱۱
ما را اندوهی کُشت…
۱۳۹۹-۰۹-۱۱

اضطراب چیست؟

اضطراب از دیدگاه ژاک لکان چیست

اضطراب از دیدگاه ژاک لکان چیست؟

نوزاد بی‌پناه اصلن کِی تبدیل به کودک می‌شود؟ زمانی که در آینه‌ی مادر متوجه وجود خودش می‌شود. حالا در انعکاس‌های مادر است که متوجه می‌شود «چه کسی» است.

درست مانند نگاه‌کردن در آینه که تصویر خودمان را به ما نشان می‌دهد، کودک خودش را در آینه‌ی مادر پیدا می‌کند و می‌شناسد.

اما بین مادر و آینه یک تفاوت است و آن هم اینکه آینه صرفن تصویر روبرو را نشان می‌دهد اما در آینه‌ی مادر، تصویر منعکس‌شده به کودک همراه با دخل و تصرف اوست. مادر چه آگاهانه و چه به‌صورت ناهشیار «میل» و اشتیاق خود را نیز درباره‌ی «چگونگی» کودک از طریق رفتار و گفتار خود به او ابراز می‌کند.

کودک غرق در مادرش است و در این آمیختگی این احساس مهم را تجربه می‌کند که:

«مادرم می‌خواهد که من چگونه باشم؟»

کودک غوطه‌ور در دریای «میل دیگریِ بزرگ» یعنی مادر است و درست در لحظه‌ای که «نمی‌داند» دیگری از او چه می‌خواهد؟ لحظه‌ای است که کودک «اضطراب» را تجربه می‌کند.

برای همین است که لکان در سمینار ۱۰ در سال ۱۹۶۳ می‌گوید:

‘’ اضطراب احساس زیادی در نزدیکی میل دیگری قرار گرفتن است ‘’

بنابراین اضطراب در مورد «داشتن» و یا «نداشتن» چیزی نیست، بلکه درمورد «چگونه بودن» است.

اضطراب احساس زیادی در نزدیکی میل دیگری قرارگرفتن است.

در لحظه‌ای که این «تصویر» برای کودک برهم می‌خورد، او دچار آشفتگی می‌شود و ناگهان چون «تصویر خود» را از دست داده دیگر نمی‌داند اصلن چه کسی است؟ گویی خود را از دست داده. چرا؟ چون نمی‌داند که «دیگران» او را چگونه می‌بینند. به‌گفته‌ی لکان اضطراب در همین لحظه‌ی اساسی آغاز می‌شود. لحظه‌ای که این تصویر از بین می‌رود.

بدینترتیبکودکبزرگمی‌شود

و «همیشه» ناشی از در نزدیکی بیش از اندازه میل «دیگران» بودن، از اضطراب بالایی رنج می‌برد.

تا زمانیکه هر فرد خود را بیش از اندازه در معرض میل دیگران قرار می‌دهد، اضطراب را برای خود خریده است. این مسأله در هر رابطه‌ای برای سوژه صدق می‌کند. چه در محل کار و چه در روابط عاطفی‌اش.

به‌دست آوردن «رضایت» دیگری کار ساده‌ای نیست

تو نزدیک می‌شوی تا محقق کنی آن‌چه را او می‌خواهد

درحالیکه

نه می‌دانی چه می‌خواهد

نه داری آن‌چه را بخواهد

تو سرگردان، یک عمر

به‌دنبال پُر کردن حفره‌ای هستی به‌نام «فقدان»

انگار می‌کنی می‌توانی با «چیزی» آن را بپوشانی

اما تنها نصیبت از این ماجرا

دلهره و «اضطرابی» دائمی است

تو گویی این «فقدان» و نداشتن‌هاست که حال تو را بد می‌کند

حال آن‌که دردت

فقدانِ فقدان

و دوای دردت

«فقدان» است.

متن: یاسر درخشان

این مطلب را در اینستاگرام مرکز تجربه زندگی بخوانید.